2. آثار. او شرحي بر منطق ويليام آكمي نوشت‌، كه بعداً يان دورپ‌ِ ليدني‌1 آن را شرح كرد.
شرح‌هاي متعدد ديگري نوشت‌، كه عموماً به صورت ((سوٴالاتي‌)) درباب آثار ارسطو بود، به‌ويژه طبيعيات‌، مابعدالطبيعه‌، كتاب النفس‌، سماع طبيعي‌، كائنات جو، السماء والعالم‌، كون و فساد، اخلاق نيكوماخوس و سياست‌.
نقد دقيق عقايد او خصوصاً دشوار است‌، زيرا دست‌كم برخي از اين شرح‌ها به‌صورت‌ اصلي‌شان به‌دست ما نرسيده‌، بلكه به صورت تقريرات درسي دانشجويان‌، يا استنساخ اين‌ تقريرات هستند. اين دانشجويان آلماني بودند و يادداشت‌هايشان تأثير مشهود دانشگاه پاريس را بر دانشگاه‌هاي تازه‌ٴ اروپاي مركزي (پراگ 1347، وين 1365، ارفورت 1389) نشان مي‌دهد؛ مثلاً، يادداشت‌هاي مربوط به حاس و محسوس (كه اينك اين كتاب به تئوفراستوس نسبت داده‌ مي‌شود) در پاريس به‌وسيله‌ٴ آلبرت ريكمِستورپ (آلبرت ساكسوني‌) برداشته شده و يوهان‌ كريكپاون در سال 1365 آنها را در پراگ تدريس كرده است‌. نسخه‌هايي از تقريرات مربوط به‌ ديگر كتاب‌هاي سماع طبيعي كه توسط همان كريكپاون در سال 1367 در پراگ نوشته شده‌، در دست است‌. كنراد فِرنيگِـر بريكسني در سال 1378 در وين سوٴالات درباب كون و فساد را استنساخ كرد؛ سوٴالات درباب طبيعيات را هم يك دانشجو به آلمان برد، ولي اين شخص آن طور كه دوهِـم مي‌گويد؛ هاينريش توتينگ اُويتايي نبود، چون اقامت اويتايي در پاريس به سال‌هاي‌1377ـ 1381 مربوط مي‌شود. سرانجام نسخه‌اي از تقرير سوٴالات اخلاق نيكوماخوس مربوط به‌ سال 1371 در دست است‌.
3. فلسفه‌
. بوريدان پيرو آكمي‌، ولي خيلي معتدل‌تر از ديگر اعضاي مكتب پاريس بود. او به‌ مطالعه‌ٴ منطق توجه بيشتري داشت‌. پيدا كردن وسيله‌ٴ ساده‌اي براي به‌دست آوردن حد وسط يك‌ قياس را گاهي به او نسبت داده‌اند (كه به احتمال بيشتر از اضافات يان دورپ بوده‌). او از اعتبار اصل عليت‌، كه مورد حمله‌ٴ نيكلاي اوتركوري قرار گرفته بود، دفاع كرد؛ اين اصل مبناي‌ استدلالش در اثبات وجود خدا بود.
او مسئله‌ٴ اختيار را در برابر جبر مورد بحث قرار داد. اراده را از عقل جدا نمي‌دانست‌، ولي با فرض امكان يك تصميم محتمل‌الطرفين و آزادي در گزينش يكي از دو گزينه‌اي كه هيچ‌ ترجيحي بر يكديگر ندارند، خود را از جبر مطلق نجات داد. در غير اين صورت انسان هم ممكن‌ بود مانند خري ميان دو كومه‌ٴ علف يكسان از گرسنگي بميرد. اين داستان معروف ((خر بوريدان‌)) در آثار او ديده نمي‌شود، بلكه احتمالاً از آموزش‌هاي شفاهي او نقل شده است‌. اين در حكم يك‌


1. در پايان سده‌ٴ چهاردهم و آغاز سده‌ٴ پانزدهم در پاريس برآمد و بعدها در كلن به تدريس پرداخت‌.
(Ueberweg, 1915, p. 621)